أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

180

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

هم موجود است . علاوه بر اينها در يكى از برجهاى خراب اورفه دو عدد چوب سنگين كهنه‌اى است كه از يكديگر چهل و پنجاه ( 40 و 50 ) ذرع دور تر واقع شده‌اند و اين چوبها در ميان اهالى به چوبهاى منجنيق حضرت ابراهيم مشهور است « 1 » . حظيره‌اى كه براى حضرت ابراهيم تدارك كرده شده بود شصت ( 60 ) ذرع و هشتاد و پنج ( 85 ) قدم طول و چهل ( 40 ) ذرع و پنجاه و شش ( 56 ) قدم و هشت ( 8 ) پوس عرض داشته است . ديوارهاى آنجا هشتاد و پنج ( 85 ) يا چهل دو دو قدم و نيم ( 5 / 42 ) و على قول بيست و هشت ( 28 ) قدم و چهار ( 4 ) پوس ارتفاع داشته است . كافّهء حيواناتى كه به حظيرهء مذكوره اشياء محترقه حمل و نقل مىكردند همه به تأنّى حركت و رفتار مىنمودند جز جنس قاطر كه سرعت داشت و به اين جهت از نعمت توالد و تناسل محروم ماند . سوسمار « 2 » هم در سوازندن هيزمهاى حظيرهء مذكوره گروه نمارده را معاونت مىكرد به اين سبب قتل او شرعا واجب شد . هيزمهائى كه در حظيره فراهم آورده شده بود چهل ( 40 ) روز على التّوالى سوخته حرارت آن برهء آسمان را بريان و مرغان بلند پرواز را مانند قطرات باران بر زمين مىريخت حتّى سكنهء قرا و قصبات نزديك به درجه‌اى رسيدند كه چيزى نمانده بود از شدّت دخان آتش تلف و مستهلك شوند و بعضى اشخاص سردابها تدارك نموده و براى حفظ وجود خود از شدّت حرارت در زير زمين سكنا گرفتند و شعلهء آتش به جاهاى بسيار دور منعكس مىشد « 3 » . چون حرارت حظيره كسب نهايت نمود پس از آنكه لباس حضرت خليل را از وجود مبارك او كندند و دستها و پاهاى [ مبارك ] آن حضرت [ را ] به زنجيرهاى آهنى محكم بستند به كفّهء منجنيقى كه به تعليم ابليس لعين ساخته شده بود نشانيدند ، حضرت

--> ( 1 ) . نسخهء 2 : و شكل منجنيق هم كه در آتى نموده خواهد شد مستلزم آن است كه اين چوبها خرابه منجنيق حضرت ابراهيم بشود . ( شكل 3 ) . ( 2 ) . نسخهء 2 : كرتن كله . ( 3 ) . بدايع الزّهور . م .